قصه همان غصه قبلی شد
-
تاریخ: 1401/9/20 ساعت: 21:00
عروس خواندن شب را دوست داشتم ... بنابراین به سرم زد و روز را امروز داماد کردم ... شب را هم عروس ... با طلوع خورشید ، عقد خواندم برایشان و خانه ای از" فعل ابهام" درست کردم ... ظهر آفتاب را به میهمانی ابهام دعوت کردم تابید و تمام برف ها را آب کرد کارش که تمام شد خسته رفت و پشت کوهی پنهان شد ، شاید خوا...